ستاك
 
 
جايي براي فكر كردن
 
 

جبهه ي ملي با قدرت بسيار در انتخابات مجلس شانزدهم شركت كرد .

جبهه ي ملي مجلس موسسان را به عنوان نهادي غير مشروع محكوم مي كرد و همواره براي انتخابات درست چانه مي زد . اين جبهه اصناف را ياري كرد تا عليه پيشنهاد حكومت مبني بر افزايش مالياتهاي پيشه وران و صنعت گران اعتصاباتي ترتيب دهند و در گردهمايي هاي اعتراض آميز نانوايان عليه بي كفايتي دولت در توزيع گندم همكاري كرد . در دانشگاه و بازار يك رشته گردهمايي هاي عمومي برگزار كرد . همچنين دربار را به پافشاري در طرح نقشه هايي براي دست بردن در نتايج انتخابات متهم ساخت .

پس از كشته شدن هژير به دست فدائيان اسلام ،‌ساعد دستور برگزاري دوباره ي انتخابات تهران را صادر كرد .

از نظر سياسي مجلس شانزدهم به چهار گروه تقسيم مي شد. نمايندگان اندك جبهه ي ملي (هشت نفر از جمله مصدق ) ، فراكسيون طرفدار انگليس ، حدود چهل نماينده ي برجسته ي مستقل و اكثريت قريب به اتفاق نمايندگان سلطنت طلب .

هنگامي كه مجلس جديد در 20 بهمن 1328 آغاز به كار كرد سلطنت طلبان ساعد را بركنار كردند و نخست وزيري را به علي منصور واگذار كردند .

منصور كابينه  ي خود را از سلطنت طلبان وفادار پر كرد و براي اولين بار پس از 1320 دربار توانست همه ي گروههاي ديگر را از كابينه بيرون كند .

جبهه ي ملي همچنان دربار در فشار قرار مي داد و اعلام مي كرد گرچه تعداد آنها اندك است اما صداي تمام ملت است .

در خرداد 1329 ، پس از آنكه دولت در پي سالها بحث و گفتگو با شركت نفت ايران وانگليس ،‌سرانجام پيشنهاد مجلس مبني بر تجديد نظر در قرارداد 1323/1933 را پذيرفت ،‌توجه جبهه ي ملي هم از مسائل داخلي به امور خارجي معطوف شد .

جبهه  ملي با  پشتيباني حزب نيمه مخفي توده ، خواستار ملي كردن شركت نفت شد .

منصور كه از پشتيباني عمومي از ملي كردن نفت هراسان شده بود ،‌در به راي گذاشتن اين پيشنهاد درنگ كرد و با كشته شدن يك سياستمدار طرفدار انگلس از مقام خود استعفا كرد .

شاه ،‌رزم آرا رئيس ستاد ارتش ، را  به نخست وزيري تعيين كرد .

رزم آرا 12 چهره ي جديد به كابينه آورد . افزايش ماليات ثروتمندان را پيشنهاد كرد و كميته ي ويژ ه اي  براي بررسي فساد در رده هاي بالا تشكيل داد. وي شخصا" از پيشنهاد هاي جديد راجع به قرارداد نفت پشتيباني كرد . همچنين دو لايحه ي اصلاحي مهم ارائه داد : يكي براي توزيع زمينهاي دولتي بين دهقانان و ديگري براي ايجاد انجمنهاي ايالتي وعده داده شده در قانون اساسي .

او براي نزديكتر شدن به جناح چپ از اعزام نيرو به جنگ كره خودداري كرد و يك قرارداد بازرگاني با شوروي امضا كرد ومحدوديتهاي تحميل شده به حزب توده را كاهش داد .

توسعه ي روابط با مسكو به سردي روابط با واشنگتن انجاميد .

پيشنهادهاي اصلاحي و ظهور دوباره ي حزب توده ،‌نمايندگان محافظه كار را هراسان ساخت .

لايحه ي تشكيل انجمنهاي ايالتي نيز جنجال برانگيز بود . از ديدگاه بقايي ، تمركز زدايي توطئه ي انگليس براي متلاشي كردن ايران بود .

مكي هشدار داد كه تمركز زدايي اداري در كشوري با تفاوتهاي زباني گوناگون عاقلانه نيست . زيرا هميشه اين خطر وجود دارد كه يكي از سازمانهاي محلي استقلال خود را از مركز اعلام كند .

مصدق هم اعلام كرد انجمنهاي ايالتي شايد در زمان انقلاب مشروطه سودمند بوده است اما در جو جنگ سرد كنوني خطرناك خواهد بود و بايد تجربه ي اخير در آذربايجان و جنگ كنوني در كره را به خاطر داشت .

پيشنهادهاي راجع به نفت بحث انگيزترين موضوع كار رزم آرا بود .

مكي گفت اصلاحات داخلي بايد تا حل شدن اين مسئله ي خارجي به تعويق افتد .

مصدق در يك سخنراني براي 12000 نفر در تهران ، دولت را به دليل درخواستهاي ناچيز از انگليس متهم كرد و تاكيد كرد اين مبارزه تا ملي شدن كامل نفت پايان نخواهد پذيرفت .

آيت اله كاشاني همه ي مسلمانان صادق و ميهن پرست را تشويق كرد تا با پيوستن به مبارزه ي ملي كردن صنعت نفت ،‌عليه دشمنان اسلام و ايران بجنگند .

سرانجام فدائيان اسلام يكي از اعضاي خود را كه نجاري بيست و شش ساله بود به ماموريت مقدس كشتن رزم آرا ،‌فرستاد . اين ماموريت در 16 اسفند 1329 انجام شد !

اينبار نمايندگان زير بار انتخاب شاه نرفتند و پس از سه روز گفتگو به حسين علا راي دادند . علا كه وزيرانش را به توصيه ي مصدق انتخاب مي كرد ،‌امير اعلايي از جبهه ي ملي را وارد كابينه كرد و به كاشاني اجازه داد به تهران بازگردد.

هنگامي كه طرح ملي شدن نفت را مصدق ارائه داد ، نخست در كميته ي مربوط سپس در مجلس و سرانجام در 29 اسفند در سنا به تصويب رسيد .

در اواسط فروردين حزب توده در اعتراض به وضعيت نامساعد خانه هاي مسكوني و دستمزدهاي پايين كارگران صنعت نفت ، يك اعتصاب عمومي در خوزستان به راه انداخت و عليه اهمال كاري دولت در اجراي قانون ملي كردن راهپيمائيهاي گسترده اي ترتيب داد .

همچنين چندين اعتصاب همدلانه در تهران و اصفهان و شهرهاي شمالي به راه افتاد .

علا حكومت نظامي اعلام كرد .  شاه در يك نطق راديويي اعلام كرد تضاهاي طبقاتي بزرگترين بدبختي ايران است . زيرا زندگي سياسي و ديدگاههاي اجتماعي را مسموم ميكند و بهترين راه كاهش آن توسل به قوانين اسلام است!

سرانجام جمال امامي كه موافق نظر اكثريت مجلس بود ،‌واگذاري نخست وزيري به مصدق را پيشنهاد داد .

مصدق در 7 ارديبهشت 1330 نخست وزير شد .

وي همواره براي در فشار گذاشتن مخالفان به تظاهرات خياباني متوسل مي شد  تا جايي كه جمال امامي  از صحن مجلس اعتراض ميكند كه : دولت مداري به سياست خياباني نزول كرده است . چنين به نظر مي رسد كه اين كشور چيزي بهتر از برگزاري تظاهرات خياباني ندارد ... من از اين گردهمايي هاي خياباني بيزار و خسته شده ام ...

اما مصدق سرانجام مجلس را زير نفوذ خود درآورد .

تركيب نخستين كابينه ي وي بسيار محافظه كارانه بود . 8 پست را به هواداران جبهه ملي داد . 4 پست ديگر را در اختيار افراد طرفدار دربار قرار داد .

كاشاني اعلام كرده بود تا وقتي جبهه ملي مبارزه مقدس عليه انگليس را ادامه مي دهد ،‌از مصدق حمايت خواهد كرد .

مصدق مجلس را ترغيب كرد تا 4 نماينده ي عضو جبهه ملي را به عضويت كميته 5 نفره اي كه وظيفه ي همكاري با دولت را براي اجراي قانون ملي كردن به عهده داشت ،‌انتخاب كنند . وي گفتگو با شركت نفت را قطع كرد و اعلام كرد دولت اصل ملي كردن را مي پذيرد هر چند اين اصل عملا" تحقق نيافته باشد. در شهريور ماه شركت نفت تكنسينهاي خود را خارج و تاسيسات نفتي را تعطيل كرد ،‌دولت انگليس نيروي دريايي خود را در خليج فارس تقويت كرد و عليه ايران به سازمان ملل شكايت كرد . مصدق در مهرماه براي اقامه ي دعوي در شوراي امنيت به نيويورك رفت .وي براي دست يابي به كمك بانك جهاني به تلاش ناموفقي دست زد و با متهم كردن انگليس به مداخله در امور ايران همه ي كنسولگريهاي اين كشور را تعطيل كرد .

سرانجام آماده كردن زمينه ي انتخابات مجلس هفدهم ،‌مصدق را متوجه مسائل داخلي كرد .

مصدق يك لايحه ي اصلاح نظام انتخابات به مجلس تسليم كرد مطابق اين لايحه ديگر بي سوادان فاقد حق راي نبودند بلكه باسوادها و بي سواد ها در حوزه هاي متفاوتي قرار مي گرفتند و نمايندگان جمعيت شهرنشين به ويژه تهران افزايش يافته بود .

البته مخالفان ،‌آن را تاييد نكردند و جبهه ملي ناتوان از به تصويب رساندن اين لايحه ،‌به صحنه ي انتخابات وارد شد .

مجلس هفدهم در 7 ارديبهشت 1331 گشايش يافت . از 79 نماينده ، 30 نفر يا وابسته به جبهه ملي بودند و يا مواضعي بسيار نزديك به آن داشتند. 49 نماينده ي ديگر به دو فراكسيون سلطنت طلب و طرفدار انگليس تقسيم مي شدند .

بين سلطنت طلبان و محافظه كاران طرفدار انگليس از يك طرف و جبهه ملي در طرف ديگر كشمكشهايي در جريان بود . تا آنجا كه مصدق پس از اينكه شاه وزير جنگش را نپذيرفت ،‌بدون توجه به نمايندگان و با نوشتن استعفا نامه اي مستقيما" به مردم متوسل شد .

بدين ترتيب  براي اولين بار يك نخست وزير آشكارا از شاه به دليل نقض قانون اساسي انتقاد مي كرد ،‌دربار را بدليل مقاومت در برابر مبارزه ي ملي محكوم مي نمود و جسارت مي كرد تا مشكل قانون اساسي را مستقيما" براي ملت مطرح سازد .

اعتصابات گسترده اي در شهرهاي مهم برگزار شد و بيش از 250 تظاهر كننده در تهران ،‌همدان ، اهواز ، اصفهان و كرمانشاه كشته و يا به شدت زخمي شدند .

پس از 5 روز تظاهرات گسترده ،‌خونريزي و پيدايش نشانه هايي از نافرماني در ارتش ،‌نهايتا" شاه تسليم شد و از مصدق خواست تا دولتي جديد تشكيل دهد . بدين ترتيب مصدق پيروز شد و اين پيروزي با عنوان سي تير در تاريخ ايران به ثبت رسيد .

بدين ترتيب شاه در ارديبهشت 1332 ، همه ي قدرت و اختياري را كه از شهريور 1320 به خاطر آن جنگيده بود ،‌از دست داد .

مصدق پيروزي خود را با حمله هاي شديدي به شاه ،‌ارتش ،‌اشراف زمين دار و مجالس سنا و شوراي ملي دنبال كرد . او سلطنت طلبان را از كابينه اخراج كرد و خودش كفيل وزير جنگ شد . سي تير را روز قيام مقدس ملي و قربانيان اين روز را شهداي ملي اعلام كرد .

زمينهاي رضا شاه را به دولت بازگرداند ، بخشي از بودجه ي دربار را قطع كرد و به وزارت بهداري داد . بنيادهاي خيريه ي سلطنتي را در نظارت دولت درآورد . ابوالقاسم اميني را به وزارت دربار منصوب كرد . شاه را از برقراري ارتباط مستقيم با ديپلماتهاي خارجي ممنوع كرد . شاهزاده اشرف را كه فعاليتهاي سياسي مي كرد وادار به ترك كشور كرد . نام وزارت جنگ را به وزارت دفاع تغيير داد و 15 درصد از بودجه ي نظامي را كاهش داد  و 15000 نفر را از ارتش به ژاندارمري منتقل كرد . يك قانون اصلاحات ارزي وضع كرد كه مطابق آن مي بايست شوراهاي روستايي تشكيل شود و سهم دهقانان از محصول سالانه تا 15 درصد افزايش يابد  همچنين قانون مالياتي صادر كرد كه بار ماليات را از دوش مصرف كننده كم درآمد بر مي داشت . و ...

  (مي توانيد  در صفحات 335،336،337 به طور كامل مطالعه كنيد )

وي همچنين به وزراي دادگستري ، كشور و فرهنگ دستور داد تا ساختار هاي قضايي ،‌انتخاباتي و آموزشي  را اصلاح كنند ، هنگامي كه مجلس سنا اعتراض كرد جبهه ي ملي با انتقاد از سنا و با گذراندن قانوني از مجلس مبني بر كاهش دوره ي مجلس سنا از 4 سال به 2 سال آن رامنحل كرد . همچنين هنگامي كه گروهي از نمايندگان  در مجلس  به مخالفت برخاستند ، همه ي نمايندگان جبهه ي ملي يكباره استعفا دادند و مجلس را منحل كردند .

مصدق براي مشروع ساختن اين انحلال خواستار برگزاري همه پرسي ملي شد .

مصدق ، حقوقدان آشنا به قانون اساسي كه آن را با دقت و ظرافت عليه شاه به كار برده بود ، اكنون بدون توجه به همان قانون ، به نظريه اراده ي عمومي متوسل مي شد . وي كه در گذشته روي سخنش اغلب با طبقه ي متوسط بود اينك به طبقات پايين متوسل مي شد . اصلاح طلب ميانه رويي كه سلب حق راي از بي سوادان را توصيه كرده بود ، اينك براي جلب رضايت و تحريك توده ها تلاش مي كرد .

نهايتا" مصدق با راي بسيار بالا پيروزي چشمگيري به دست آورد .

در مرداد1332 ، به نظر مي رسيد مصدق كاملا" بر اوضاع مسلط است . وي با انحلال مجلس ، وضع قانون اصلاحات ارضي و توسل مستقيم به انتخاب كنندگان ، مخالفت اشراف را از ميان برداشته بود . شركت نفت ايران و انگليس را ملي كرده بود ، تاسيسات شيلات درياي خزر را از دست شوروي باز پس گرفته بود و سياست موازنه ي منفي خود را عملي كرده بود .

اما قدرتش ناپايدار و غير واقعي بود . زيرا وي متحدان پيشين خود را از دست د اده بود . وي با مشكل درآمد در حال كاهش نفت ، بيكاري روزافزون و قيمتهاي فزاينده ي كالاهاي مصرفي روبرو بود .

در مرداد  1332 ، تضادهاي اساسي و پنهان بين طبقه ي متوسط سنتي و جديد ،‌علني شد . مصدق در نتيجه اتحاد با طبقه ي متوسط جديد ، پشتيباني سه گروه نماينده ي بازار ،‌مجاهدين اسلام ، حزب زحمتكشان و فدائيان اسلام را از دست داد . اما سه نماينده ي طبقه ي روشنفكر – حزب ايران ، حزب ملي و نيروي سوم – و مشاوران راديكالي چون فاطمي ،‌شايگان و رضوي هنوز به او وفادار بودند .

در شرايطي كه مصدق طرفداران سنتي خود را از دست مي داد ،‌گروهي از افسران سلطنت طلب ناراضي كه پس از سي تير به دستور مصدق اخراج شده بودند با گردهمايي منظم در باشگاه افسران ،‌كميته ي نجات وطن را تشكيل دادند . شخصيت برجسته ي اين كميته سپهبد فضل اله زاهدي بود .

اين كميته در نهايت كودتايي را طراحي كرد كه يك هفته بعد به سرنگوني مصدق و دستيابي دوباره ي شاه به قدرت پيشين  خود انجاميد .

پيروزي آسان كودتاگران دو علت داشت :  گسترده شدن شكاف ميان طبقات سنتي و طبقات متوسط  درون جبهه ي ملي و جدايي روزافزون افسران از نهادهاي حكومتي غير نظامي و نارضايتي آنها

(توصيه ميكنم صفحات 338 و 339و340و341 رو دقيق تر مطالعه كنيد)

به مجرد اينكه مصدق مبارزه ي با اين افسران را آغاز كرد و حكومت جديد واشينگتن به رهبري ژنرال آيزنهاور نيز سياست خود را تغيير داد از انگليس در برابر ايران حمايت كرد و كرميت روزولت را از سازمان سيا براي تامين مالي كودتاي نظامي به تهران فرستاد ، كميته ي مخفي هم شبكه ي خود را گسترش داد . زاهدي و كميته ي مخفي وي با كمك روزولت ،‌ارتشيان عالي رتبه را نيز با خود همراه كردند .  آنها براي ايلات و عشاير شورشي به ويژه شاهسون ،‌بختياري ،افشار و تركمن ،‌سلاح فراهم كردند و نه تنها با روحانيون محافظه كار برجسته اي چون آيت اله بهبهاني و آيت اله بروجردي بلكه با افراد رويگردان از جبهه ملي به ويژه كاشاني ،‌قنات آبادي ، مكي و بقايي و شعبان بي مخ نيز رابطه برقرار كردند .

عده اي چاقو كش و اوباش استخدام كردند تا با حمل پرچمهاي حزب توده ،‌به مساجد حمله و بي حرمتي كنند . افزون بر اين سرتيپ افشار طوس ، افسر برجسته ي طرفدار مصدق را كشتند و جسد مثله شده اش را در اطراف تهران انداختند تا هشداري باشد براي ديگر افسران .

سرلشكر نصيري با داشتن يك فرمان سلطنتي مبني بر بركناري مصدق از نخست وزيري و انتصاب زاهدي به جاي او رهسپار دفتر نخست وزيري شد . اما فرمانده ارتش كه طرفدار مصدق بود و شبكه ي نظامي حزب توده او را از ماجرا آگاه كرده بود ،‌سرهنگ نصيري و گارد همراهش را بازداشت كرد . روز بعد شاه به بغداد گريخت ،‌جبهه ي ملي كميته اي براي تعييت سرنوشت سلطنت تشكيل داد و توده اي ها به خيابانها ريختند و مجسمه هاي شاه و پدرش را پايين كشيدند . حتي در برخي شهرها مثل رشت و بندر انزلي ،‌توده اي ها ساختمانهاي شهرداري را تصرف كردند .

صبح روز بعد مصدق پس از گفتگويي سرنوشت ساز با سفير آمريكا كه وعده داده بود در صورت برقراري دوباره ي نظم ، آمريكا به دولت مصدق كمك خواهد كرد  به ارتش فرمان داد تا خيابانها را از همه ي تظاهر كنندگان پاك سازد .

جالب اينجاست مصدق تلاش مي كرد تا براي پراكنده كردن مردم كه پشتيبانان اصلي او بودند ، از ارتش ،‌دشمن پيشين خود استفاده كند .

شگفتي آور نيست كه ارتش از اين فرصت براي سرنگوني خود مصدق استفاده كرد و در 28 مرداد كه توده اي ها در نتيجه ي پشت كردن مصدق به آنها صحنه را ترك كرده بودند ، زاهدي با فرماندهي 35 تانك شرمن اقامتگاه نخست وزير را محاصره و پس از نه ساعت درگيري ، مصدق را بازداشت كرد .

همزمان با بازگشت شاه به كشور ، نيروهاي مسلح هم جبهه ي ملي و حزب توده را سركوب و متلاشي كردند .آنها مصدق ، رضوي ، شايگان و پس از سه ماه پي گيري فاطمي را هم دستگير كردند .

هشت افسر عالي رتبه طرفدار مصدق ، وزراي مهم كابينه از جمله ابوالقاسم  اميني و سران حزب ايران ، حزب ملت ايران و نيروي سوم نيز بازداشت شدند . به جز فاطمي كه اعدام شد و لطفي وزير دادگستري كه كشته شد ، با ساير  رهبران جبهه ي ملي به مدارا رفتار كردند و بيشتر آنها به زندانهاي كمتر از پنج سال محكوم شدند . اما رفتار با توده اي ها خشن و شديد بود .

طي چهار سال بعدي كه مخفيگاههاي حزب توده به تدريج كشف شد ، چهل مقام حزبي را اعدام كردند ، 14 نفر ديگر را زير شكنجه كشتند ، 200 نفر را به حبس ابد محكوم كردند و بيش از 3000 تن از اعضاي عادي حزب را دستگير كردند .

اكنون محمدرضا شاه ميتوانست همچون پدرش رضاشاه ، بدون مخالفت سازمان يافته اي حكومت كند و بدين ترتيب تاريخ تكرار مي شد !!

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر ۱۳۸۸ساعت 15:14  توسط میترا.ف  | 
  بالا