|
ستاك
|
||
|
جايي براي فكر كردن |
گفتیم ارتباط با غرب سه پیامد به همراه داشت
1- گسترش طبقه ی روشنفکر
2- گسترش طبقه ی متوسط سنتی
3- نارضایتی اجتماعی فراگیر
که این مورد اخیر پیامد دو مورد اول به حساب می آمد به این ترتیب که طبقه ی روشنفکر به شدت از روند آهسته ی نوسازی ناراضی بود و طبقه ی سنتی متوسط هم وقتی می دید قاجار بیشتر از اینکه به فکر کیان جامعه در برابر قدرتهای امپریالیستی باشد به فکر تقویت دولت در برار جامعه است و نیز از آنجا که سطح زندگی شهروندان متوسط به شدت پایین آمده بود ، دچار ناراضایتی گسترده ای شده بود .
در نیمه ی نخست سده ی نوزدهم نه تنها مردم آزادانه و بدون اینکه با مخالفت دولت روبرو باشند مراسم و هیئتهای مذهبی به پا می کردند بلکه اروپائیان نیز به آسانی در مراسم عبادی ، مساجد ، تعزیه ها و حتی مراسم ماه محرم شرکت می کردند و در جامعه کاملا فضای بازی از لحاظ پذیرش نظرات و آرای متفاوت وجود داشته . تقریبا هیچ یک از سیاخان غربی شاهد مخالفتها و دشمنیهای عمومی نبوده اند .
شیل به وجود میزان زیادی گرایشات اگنوستیستی (مکتبی که به قابل شناخت بودن جها ن خارج برای ذهن انسانی معتقد نیست)، دئیستی (به وحدانیت خدا معتقد است اما وحی را قبول ندارد) و آزادی بیان مذهبی در جامعه پی برده بود.
ولی این موضع گیری به تدریج و خصوصا" بعد از اینکه گریبایدوف برای اجرای مفاد عهد نامه حقارت آمیز ترکمانچای به ایران آمد تغییر کرد. گریبایدوف به سربازانش اجازه داد در حالت مستی در خیابانها ظاهر شوند و برای آزاد کردن مسیحیانی که خدمه ی مسلمانان بودند به خانه های مردم وارد شد ، این مساله که با اجتماع مردم در برابر محل اقامت هیئت روسی و تیراندازی قزاق ها به سوی مردم و در نهایت شورش مردم و غارت اقامتگاه روسها و کشتن 80 نفر از اعضای آنها توسط مردم پایان گرفت ، باعث شد احساسات ناشی از آن در بقیه سالها ی سده ی 19 همچنان از بین نرود .
اروپائیان دیگر جرات حضور در مراسم مذهبی را نداشتند . آنها دیگر نمی توانستند مسلمانان را به مسیحیت دعوت کنند و دیگر هیچ مسیونر عاقلی به فکر مباحثه با علما نبود . این وضعیت حتی دامن متخصصان اروپایی را هم که در پروژه هایی نظیر احداث راه آهن فعالیت می کردند ، گرفته بود .
در بحران تنباکوی سال 1270-1271 و در راستای فروش امتیاز 50 ساله ی توزیع و صدور تنباکو به ماژور تالبوت انگلیسی ، این نارضایتی عمومی به جنبش توده ای تبدیل شد .
هر چند ناصرالدین شاه در نهایت مجبور به لغو این قرارداد شد ، اما این بحران دگرگونیهای بنیادینی را که در ایران سده ی نوزدهم روی داده بود آشکار ساخت .
ناصرالدین شاه که حالا فهمیده بود شورش های محلی چطور می توانند به شورشی عمومی تبدیل شوند و طبقه ی روشنفکر و متوسط سنتی چطور می توانند در کنار هم کار کنند ، دست به اعما ل محدودیت های سیاسی زد، امتیازات کمتری واگذار کرد، گسترش دارلفنون و ایجاد مدارس جدید را ممنوع کرد ، اختر و قانون را غیر قانونی اعلام کرد ، بورسهای آموزشی را محدود کرد ، مسافرتهای مردم به اروپا را منع کرد و با افتخار اعلام کرد وزیرانی می خواهد که ندانند بروکسل نام یک مکان است یا نوعی کلم ؟ اکثر قهوه خانه ها را تعطیل کرد و بیش از پیش به تحریک رقابتهای گروهی متوسل شد .
در سال 1275 هنگامی که ناصرالدین شاه مشغول برگزاری جشن پنجاهمین سال سلطنتش بود به ضرب گلوله ی تاجری ورشکسته که از شاگردان سیدجمال بود ، کشته شد .
مظفرالدین شاه به تخت نشست و در ادامه با اعمال سیاستهای نادرست عمر رژیم را کوتاه کرد :
- افزایش تعرفه ی بازرگانان داخلی
- افزایش مالیات بر زمین ها
- کاهش مستمری علمای دربار
- اعمال کنترل شدید بر موقوفات
- درهای کشور را دوباره بر روی سرمایه گزاران خارجی گشود
و اما از طرفی اقداماتی متفاوت انجام داد :
- مرزهای کشور را به روی روزنامه های لیبرال مانند حبل المتین و پرورش گشود
- ممنوعیت مسافرت را برداشت
- ملکم را سفیر ایران در رم کرد
- تشکیل انجمن های صنفی و آموزشی را تشویق کرد
این لیبرالیسم که همزمان با نفوذ گسترده ی غرب بود ، مخالفان را به تشکیل سازمانهای نیمه مخفی تشویق کرد .
گروههایی که نقش عمده ای در مشروطیت داشتند عبارتند از :
مرکز غیبی در تبریز
حزب اجتماعیون عامیون در باکو که تحت تاثیر سوسیالیسم انقلابی مارکسیسم روسی بودند
مجمع آدمیت در تهران که از پوزیتیویسم رادیکال سن سیمون و اومانیسم لیبرال اگوست کنت الهام گرفته بود
کمیته ی انقلابی هم تاکتیک و هم استراتژی رادیکال داشت
و انجمن مخفی بر خلاف این چهار گروه که اعضایشان از طبقه ی جدید روشنفکر بودند ، بیشتر اعضایش از طبقه ی متوسط سنتی بودند .
اوایل سال 1284
بحران اقتصادی
برداشت بد محصول ، افول ناگهانی تجارت در شمال بدلیل شیوع وبا و انقلاب روسیه عواملی بودند که به افزایش سریع قیمت مواد غذایی در ایران منجر شد .
درخواست وام های جدید رد می شد / دولت تعرفه های وضع شده برای تجار داخلی را افزایش داد و نهایتا" این بحران منجر به سه اعتراض شد :
اعتراض اول : یک راهپیمایی آرام در جریان مراسم عزاداری ماه محرم بود که در آن خواستار عزل مسئول گمرکات ، مسیو نوز بلژیکی و بازپرداخت وام هایی که دولت از آنها گرفته بود شدند .
اعتراض دوم : هنگامی روی داد که حاکم تهران با به فلک بستن دو تن از تجار سرشناس شکر سعی در پایین آوردن قیمت شکر کرد. در نتیجه ی این عمل بازار تعطیل شد و دو هزار تن از تجار و طلاب به رهبری بهبهانی و طباطبایی در حرم عبدالعظیم بست نشستند و چهار خواسته ی خود را اینطور اعلام کردند :
1- برکناری حاکم تهران
2- عزل نوز
3- اجرای شریعت
4- تاسیس عدالتخانه
این اعتصاب یکماه به طول انجامید و سرانجام شاه تسلیم شد اما در پی ناتوانی در تشکیل عدالتخانه و عزل نوز و تا حدودی شدت عمل پلیس برای دستگیری واعظی که علنا" علیه دولت سخنرانی کرده بود مرحله سوم اعتراضات شکل گرفت :
اعتراض سوم :فردای روزی که در جریان درگیری پلیس با طلاب ، یک طلبه ی تظاهر کننده کشته شد، هزاران طلبه ، مغازه دار و اعضای اصناف از بازار به سوی مسجد جامع راه افتادند و در نتیجه ی درگیری پلیس 22 تن کشته و بیش از یکصد تن زخمی شدند .
بهبهانی و طباطبایی و شیخ فضل الله نوری به همراه دیگر شخصیتهای مذهبی ، تهران را به مقصد قم ترک کردند. بدین ترتیب در واقع علما اعتصاب کرده بودند .
همچنین نزدیک به 14000 نفر متشکل از اصناف مختلف در باغ سفارت انگلیس بست نشستند و خواستار تشکیل مجلس شورای ملی شدند .
مظفرالدین شاه سه هفته بعد ، مشیرالدوله –یکی از دولتمردان برجسته ی آزادیخواه – را به نخست وزیری برگزید و اعلامیه ی تشکیل مجلس شورای ملی را امضا کرد .
خیلی زود مجلس موسسان برای تدوین قانون انتخابات مجلس شورای ملی در تهران تشکیل شد .
مجلس شورای ملی در مهرماه 1285 گشایش یافت . از کل نمایندگان %26 از بزرگان اصناف ، %20 روحانی و %15 از تجار بودند .
جناح بندی سیاسی مجلس توسط سه مسلک مستبدین (شاهزادگان ، اعیان و زمین داران ) ، معتدلین (توسط دو تاجر سرشناس و ثروتمند رهبری می شدند و از پشتیبانی طباطبایی و بهبهانی برخوردار بودند) و آزادیخاهان (طبقه ی روشنفکر به رهبری تقی زاده از تبریز و یحیی اسکندری از تهران) شکل گرفت .
قانون اساسی تدوین شد و شاه در 9 دی ماه آن را امضا کرد و 5 روز بعد در گذشت .
محمد علی شاه به تخت نشست . امین السلطان را به جای مشیرالدوله به نخست وزیری برگزید و شروع به نادیده گرفتن مجلس کرد /
[در صفحه های 114 و 115 متمم قانون اساسی رو بخوانید]
شاه متمم قانون اساسی را نپذیرفت و اعلام کرد لفظ اسلامی "مشروع" را قبول دارد اما مفهوم بیگانه ی "مشروطه " را نخواهد پذیرفت .
اقدامات محمدعلی شاه منجر به اعتراضات عمومی در شهرها ی مهم به ویژه تهران ، تبریز ، اصفهان ، شیراز ، مشهد و... شد . در جریان اعتراضات و اعتصابات و بست نشینی ها و تهدیدهای مخابره شده برای شاه ، امین السلطان توسط یک صراف تبریزی کشته شد و شاه از مواضع خود عقب نشینی کرد و مجبور به تصویب قانون اساسی شد و به همراه چند تن از درباریان عضو مجمع آدمیت شد .
به این ترتیب برای مدت کوتاهی مشروطه پیروز بود .
خرداد1287
حالا دیگر درگیری بین طیف ها و جناح ها ی مختلف مجلس برای ویران کردن ساختار قدرت سنتی آغاز شده بود .
رادیکالهای بیرون از مجلس نیز مبارزه در راه اصلاحات غیر دینی را آغاز کردند . روزنامه صوراسرافیل خواستار کناره گیری روحانیون از سیاست شد ! حبل المتین نویسندگان قانون اساسی را به دلیل تاسیس کمیته ی بررسی مشروعیت قوانین مصوبه مجلس مورد تمسخر قرار داد !
(موضوعی که یکی از نمایندگان آن دوره مجلس طرح می کند جالب است : دادن حق رای عمومی به همه در جامعه ای که اکثریت عظیم آن فقیر و بی سواد هستند خیلی خطرناک است !!)
تاسیس یک مدرسه دخترانه و یک انجمن زنان ، بین محافظه کاران و برخی از میانه ها از یک طرف و لیبرال های آگاه از طرف دیگر سر و صدایی ایجاد کرد .
گروهی از لیبرالهای جسورتر معتقد بودند قوانین دولت باید از شریعت جدا شود !!
اصول پیشنهادی روشنفکران در مورد بودجه ی سالانه ی دقیق که منجر به کاهش بسیاری از ریخت و پاش های درباریان شده بود باعث شد سلطنت طلبان پس از جلب حمایت شیخ فضل اله نوری (که در این کتاب از او به عنوان مجتهد بسیار محترم ولی محافظه کار یاد شده !!) برای دفاع از شریعت در برابر مشروطه خواهان کافر به خیابانها ریختند .
شیخ فضل اله "برابری" را بدعت خارجی خواند و بی ثباتی ، تنزل اخلاقی و تزلزل فکری را به نفوذ مخرب "آن ملکم ارمنی بی دین" نسبت داد و اعلام کرد لیبرالهای مجلس به سوی سوسیالیسم ، آنارشیسم و نیهیلیسم می روند .
اما در مقابل اصناف در حمایت از مشروطه دست به اعتصاب عمومی زدند و در نهایت شاه مجبور به عقب نشینی شد و بار دیگر نسبت به مشروطیت سوگند وفاداری یاد کرد .
ضمن عرض پوزش به دلیل تاخیر اینجانب در درج خلاصه کتاب امیدوارم این جانب مقصر را مورد عفو خود قرار دهید.
- بخش عمده درآمد دولت از مالیات بر زمین، دام، مغازه و مسکن تامین می شد. هر گروه مطابق با توان فرضی خود مالیات می پرداخت که این روش برای سوء استفاده مناسب بود.
- ویژگی این نظام مالیاتی عبارت بود از معافیت گروهی و تبعیض گروهی. شاهان قاجار می توانستند گروه های اجتماعی را به جان هم انداخته، با القاب و عناوین بزرگ نما ولی مهم بر جامعه مسلط شوند.
مالکوم در این باره می نویسد: " حقوق و قوانین نهادها و تئوری های کنترل و موازنه به هیچ روی نمی توانستند شاه ایران را محدود کند. و بنابراین او یکی از مستبد ترین شاهان جهان بود."
- سلطه دولت قاجار بر جامعه ؛ نه به دلیل قدرتمندی آن بلکه بیشتر ناشی از ناتوانی چشمگیر جامعه بود.
*فکر نمی کنید یک کمی شبیه وضعیت فعلی باشه !؟
- سیاست پادشاهان قاجار در مقابل عوامل خارجی: آنها فقط سیاست را مشخص می کردند و فرماندهی اسمی و ظاهری جنگ را به عهده می گرفتند. نتیجه هرچه بود رهبران قومی چاره ایی جز اطاعت نداشتند.
- سیاست پادشاهان قاجار در مقابل عوامل داخلی: هم در مقابل حل اختلافات اعیان قضاوت می کردند و هم در مورد مسائل کوچک در حد محلات شهری و درگیری لوطی های خیابانی.
در نتیجه دربار به صورت دادگاه نهایی استیناف عمل می کرد، آراء صادره نه بر اساس قانون شرع بلکه بر اساس مصالح و مقتضیات سیاسی بود، و بصورت مرکز قدرتی درآمده بود که رهبران گروه های عمده سعی می کردند در آنجا وکلا رسمی داشته باشند یا عوامل نفوذ برای خود دست و پا کند.
*فکر نمی کنید یک کمی شبیه وضعیت فعلی باشه !؟
- شاهان قاجار در زندگی، مقام و ثروت مردم دخالت و اعمال قدرت زیادی می کردند و گفته های خود را تا هنگامی که تعارض آشکاری با اصول اسلام نداشت قانون قلمداد می کردند.
- شاهان قاجار به عنوان قبله عالم مدعی بودند که با سوق دادن تضادهای گروهی مهار نشدنی به درون دربار می توانند آنها را به گروههای فشار مهار شدنی تبدیل کنند.
- جیمز فریزر: ایران که از شر دشمنان ایرانی و خارجی دور باد به سلطه حاکمی جنگجو و مصمم نیاز دارد . . . شمشیر او باید همیشه برای حفاظت و تنبیه آماده باشد.
*فکر نمی کنید یک کمی شبیه وضعیت فعلی باشه !؟
دوم
انقلاب مشروطه
متن یک اعلامیه انقلابی: " . . . این پادشاهی تنها بستگی به پذیرش و یا رویگردانی ملت دارد و کسانی که او را بدین جایگاه بلند گزیده و به شاهی شناخته اند به برداشتن و گزیدن دیگری بجایش نیز توانا هستند، هرگز از راه راست و عدالت و رعایت مقتضیات سلطنت مشروطه انحراف نمی ورزید. "
- در نیمه دوم سده نوزدهم، نفوذ و تاثیر غرب، به دو شیوه متفاوت، روابط سست و شکننده دولت قاجار با جامعه ایران را تضعیف کرد. 1) نفوذ غرب بویژه نفوذ اقتصادی
2) برخورد و ارتباط با غرب بویژه فکری و ایدئولوژیکی از طریق نهادهای نوین آموزشی، زمینه رواج مفاهیمو اندیشه های جدید، گرایشهای نو و مشاغل جدید را فراهم ساخت و طبقه متوسط حرفه ای جدیدی به نام طبقه روشنفکر بوجود آورد.
- همین مفاهیم رادیکال طبقه تحصیلکرده جدید و عقاید شیعی ضد دولتی متوسط سنتی بود که سرانجام پیروزی انقلاب مشروطه 1285-1288 را ممکن ساخت.
- تاثیر و نفوذ غرب از سال 1800 م. با فشار نظامی روس و سپس انگلیس آغاز شد. ( روسها دو معاهده گلستان و ترکمنچای و بریتانیا هم معاهده پاریس را به شاه قبولاندند.)
- این معاهدات دیپلماتیک آغازگر نفوذ اقتصادی در ایران بود و با همین هدف بسته شده بود.
- با اینکه در آغاز سده نوزدهم ایران از اقتصاد جهانی کاملا برکنار بود، در پایان سده کاملا در مسیر ادغام در شبکه اروپایی تجارت بین الملل قرار گرفته بود.
- پادشاهان قاجار در راستای اصلاحات، همکاری با غرب را بر مبارزه با آن ترجیح دادند؛ بیشتر، دولت را در برابر جامعه تقویت کردند تا جامعه را در مقابل دولتهای خارجی؛ و اغلب به جای انجام اصلاحات فراگیر در سطح ملی به اصلاحات جزئی و درباری پرداختند.
- نخستین برنامه نوسازی را عباس میرزا (وارث تخت و تاج والی آذربایجان) آغاز کرد. وی مطابق برداشت خود از نظام جدید عثمانی ب هایجاد نظام جدید در آذربایجان دست زد.
- آغازگر دومین اقدام در راستای نوسازی، میرزا محمد تقی خان فراهانی معروف به امیرکبیر بود. وی ارتش دائمی را احیا کرد. نخستین روزنامه رسمی کشور را با عنوان وقایع اتفاقیه دایر کرد. اولین دبیرستان سبک جدید را به نام دارالفنون دایر کرد. و با کشته شدن وی در 1230 آخرین تلاش ها برای نوسازی سریع، دفاعی و گسترده در سده نوزدهم به پایان رسید.
- عصر شکار امتیاز که کرزن به درستی آن را شبیخون بین المللی توصیف می کند در سال 1251 آغاز شد. و بدین ترتیب در نیمه دوم سده نوزدهم میزان سرمایه گذاریهای خارجی تقریبا از صفر به بیش از 12000000 پوند رسید و مرزهای ایران ب روی سرمایه داران و تجار اروپایی باز شد.
- درآمد حاصل از امتیازات و وام ها به مصارف گوناگونی می رسید، مقداری از این پولها به مصارف بی حساب دربار می رسید. اما بیشتر این درآمدها برای مقابله با تورم شدید و تامین هزینه های فراوان طرح های نوسازی بکار می رفت. افزایش تقریبا 600 درصدی قیمتها در فاصله سالهای 1229 تا 1279 تا حدودی نتیجه پائین آوردن ارزش مسکوکات توسط دولت بود، ولی بیشتر ناشی از سقوط شدید ارزش نقره در بازار بین الملل بود.
- این تورم تاثیر بسیار شدیدی بر دولت داشت.
- یک مورخ معاصر نوشته است، در دربار قاجار کمتر روزی بود که بدون فروش بعضی چیزها به برخی افراد سپری شده باشد.
- اگرچه بیشتر درآمدهای حاصل از این گونه حراجها به مصرف مخارج دربار می رسید، مقداری از آن نیز برای اجرای طرح های جدید هزینه می شد. و بدین ترتیب، سرانجام، تجدد یا نمودی از آن به تهران هم رسید!
- ناصرالدین شاه؛ تجارت برده را قدغن کرد.
به والیان خود دستور داد تا علما را از سیاست جدا نگه دارند.
و ؛ با هدف اجلال شکوه و عظمت سلطنت، دستور داد تا آثاری از زندگی شاهان بزرگ اروپایی را ترجمه کنند و در اختیار مردم قرار دهند اما این کار نتیجه معکوس داشت، زیرا خوانندگان این آثار ناخواسته شاهان خود را با مششهورترین پادشاهان اروپا و فقر ایران را با رفاه اروپا می سنجیدند.
- علیرغم اینکه بازارها و بازاریان کارکرد های اقتصادی – اجتماعی مهم و حساسی داشتند، به دلیل تفاوت ها و اختلافات گروهی، نفوذ سیاسی چندانی نداشتند.
- بنابراین طبقه متوسط سنتی نه به صورت یک نیروی سیاسی ملی و گسترده بلکه به مثابه پدیده ای اجتماعی- اقتصادی بود.
- طبقه متوسط که در آغاز سده نوزدهم به صورت اجتماعات همبسته کوچک بومی بود، در آغاز سده بیستم به یک نیروی همبسته ملی تبدیل شد که از شخصیت و هویت سیاسی مشترک خود آگاهی داشت.
- با پیوستن ایران به اقتصاد جهانی بازارهای محلی در اقتصاد ملی ادغام شد.
- با خودداری دولت از وضع تعرفه های حمایتی، نارضایتی و مخالفت تولید کنندگان بومی بیشتر شد.
- تورم نیز توان رقابتی بازرگانان ایرانی را در برابر بازرگانان اروپایی کاهش می داد.
روشنفکران
- تماس با غرب افکار جدید، خواسته های تازه، ارزشهای نو و در نتیجه روشنفکران جدیدی بوجود آورد. که همگی آنها خواستار دگرگونی های بنیادی اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک بودند.
- افکار و اندیشه های غربی، بویژه روشنفکری فرانسوی آنان را متقاعد کرد که تاریخ نه مشیت خداوندی، آن طور که علما اعتقاد داشتند و نه ظهور و سقوط ادواری سلسله های پادشاهی، آنگونه که وقایع نگاران درباری همواره توصیف می کردند، بلکه جریان پیشرفت بی وقفه بشری است.
- طبقه روشنفکر، مشروطیت، سکولاریسم و ناسیونالیسم را سه ابزار کلیدی برای ساختن جامعه ای نوین، قدرتمند و توسعه یافته به شمار می آورد.
مشروطیت؛ سلطنت ارتجاعی را از بین خواهد برد.
سکولاریسم؛ نفوذ محافظه کارانه روحانیون را نابود خواهد کرد.
ناسیونالیسم؛ ریشه های استثمار کننده امپریالیسم را می خشکاند.
- دو تن از روشنفکران سده 19: سید جمال الدین افغانی و میرزا ملکم خان.
- سید جمال در سالهای پایانی دهه 1209 در یک خانواده خرده مالک اهل اسد آباد همدان به دنیا آمد.
- وی در پی کسب آموزشهای نوین بود چون که معتقد بود از آموزش های سنتی چیزی به دست نمی آورد.
- در هندوستان سید جمال با مسلمانان مذهبی و ضد مذهبی بحث و مجادله کرد. مذهبی ها را به دلیل بی اعتنایی به اتحاد با هندوها در یک مبارزه ملی مورد حمله قرار داد، ضد مذهبی ها را نیز به علت درک نکردن این نکته که دین مردمی سلاح موثری در مبارزه با امپریالیسم است به باد انتقاد گرفت.
- رساله معروف سید جمال "نیچریه" است که نه بر جنبه های معنوی بلکه بر جنبه های اجتماعی مذهب تاکید دارد.
- سید جمال پس از بازگشت به ایران نخست کوشید تا ناصرالدین شاه را به مبارزه علیه انگلیس ترقیب کند ولی چون در این هدف شکست خورد به روحانینو محافظه کار و روشنفکران اصلاح طلب روی آورد.
- شرکت افراد پر شور و پرشمار در سخنرانی های سید جمال ناصرالدین شاه را نگران کرد بنابراین وی را که در حرم عبدالعظیم متحصن شده بود دستگیر و دست بسته به عثمانی فرستاد.
- سید جمال خواهان اصلاح دین اسلام بویژه انطباق اصول و موازین قرآنی با کشفیات علوم جدید و جایگزینی علوم نوین اروپای معاصر با دانش سنتی بود.
- ملکم خان به سال 1212 در یک خانواده ارمنی ساکن بخش ارمنی نشین جلفای نو در اصفهان به دنیا آمد.
- ملکم خان برای مقررات اصطلاح قانون را به کار میبرد تا آن را از شریعت و عرف متمایز سازد. وی تاکید می کند که این قوانین جدید بر دو اصل اساسی مبتنی باشد: توسعه رفاه عمومی و برابری همه شهروندان.
- ملکم خان برای انتقال افکارش روزنامه قانون را منتشر کرد. خوانندگاه روزنامه چنان زیاد بود که آن را غیر قانونی اعلام کردند و داشتن آن جرم دولتی محسوب می شد.
- اگرچه ملکم خان یکی از پیش گامان حکومت مشروطه به شمار می آید پیر تر از آن بود که بتواند در انقلاب مشروطیت مشارکت فعالی داشته باشد. وی در سال 1287 در حالی که در تبعید باقی مانده بود درگذشت.
سلام![]()
اميدوارم كارها سبكتر شده باشه![]()
30 صفحۀ سوم![]()
گفتيم كه شاهان قاجار قدرتي در ادارۀ كشور نداشتند و در اصل سلطنت آنها به دليل عدم اتحاد مردم بود، همين ضعف آنها راه را براي نفوذ فكري و اقتصادي غرب باز كرد. اول اينكه در آن دوره افرادي براي تحصيل به غرب فرستاده شدند كه همين افراد بعدها قشري به نام روشنفكر را به وجود آوردند كه با دبدن جوامع غربي خواستار تغييرات در ايران بودند و دوم اينكه روسها و انگليسها از شمال و جنوب به ايران حمله كردند و قاجار نيز كه نيروي نظامي خاصي نداشت شكست خورد و به ناچار براي حفظ سلطنت راضي به بستن عهدنامه هاي بسياري شد كه در اصل با تقديم دودستي ايران به آنها هيج فرقي نداشت.
از جمله اين معاهده ها، دادن حق تعرفه هاي گمركي به آنها بود. خوب نتيجۀ چنين كاري كاملا مشخص است، واردات چندين برابر شد در حالي كه صادرات روز به روز در حال كاهش بود و به شكل ساده تر بازرگانان ايراني بدبخت شدند
تورم هم تا 600 درصد افزايش يافت(اينجاست كه ديگه نبايد به احمدي نژاد به خاطر تورم 25 درصدي خرده گرفت
). همين موضوع (دشمن مشترك) عامل نارضايتي همۀ تجار و وحدت آنها شد.
|
|