ستاك
 
 
جايي براي فكر كردن
 

ضمن عرض پوزش به دلیل تاخیر اینجانب در درج خلاصه کتاب امیدوارم این جانب مقصر را مورد عفو خود قرار دهید.

-         بخش عمده درآمد دولت از مالیات بر زمین، دام، مغازه و مسکن تامین می شد. هر گروه مطابق با توان فرضی خود مالیات می پرداخت که این روش برای سوء استفاده مناسب بود.

-         ویژگی این نظام مالیاتی عبارت بود از معافیت گروهی و تبعیض گروهی. شاهان قاجار می توانستند گروه های اجتماعی را به جان هم انداخته، با القاب و عناوین بزرگ نما ولی مهم بر جامعه مسلط شوند.

مالکوم در این باره می نویسد: " حقوق و قوانین نهادها و تئوری های کنترل و موازنه به هیچ روی نمی توانستند شاه ایران را محدود کند. و بنابراین او یکی از مستبد ترین شاهان جهان بود."

-         سلطه دولت قاجار بر جامعه ؛ نه به دلیل قدرتمندی آن بلکه بیشتر ناشی از ناتوانی چشمگیر جامعه بود.

*فکر نمی کنید یک کمی شبیه  وضعیت فعلی باشه !؟

      -  سیاست پادشاهان قاجار در مقابل عوامل خارجی: آنها فقط سیاست را مشخص می کردند و فرماندهی اسمی و ظاهری جنگ را به عهده می گرفتند. نتیجه هرچه بود رهبران قومی چاره ایی جز اطاعت نداشتند.

    - سیاست پادشاهان قاجار در مقابل عوامل داخلی: هم در مقابل حل اختلافات اعیان قضاوت می کردند و هم در مورد مسائل کوچک در حد محلات شهری و درگیری لوطی های خیابانی.

   در نتیجه دربار به صورت دادگاه نهایی استیناف عمل می کرد، آراء صادره نه بر اساس قانون شرع بلکه بر اساس مصالح و مقتضیات سیاسی بود، و بصورت مرکز قدرتی درآمده بود که رهبران گروه های عمده سعی می کردند در آنجا وکلا رسمی داشته باشند یا عوامل نفوذ برای خود دست و پا کند.

      *فکر نمی کنید یک کمی شبیه  وضعیت فعلی باشه !؟

- شاهان قاجار در زندگی، مقام و ثروت مردم دخالت و اعمال قدرت زیادی می کردند و گفته های خود را تا هنگامی که تعارض آشکاری با اصول اسلام نداشت قانون قلمداد می کردند.

- شاهان قاجار به عنوان قبله عالم مدعی بودند که با سوق دادن تضادهای گروهی مهار نشدنی به درون دربار می توانند آنها را به گروههای فشار مهار شدنی تبدیل کنند.

- جیمز فریزر: ایران که از شر دشمنان ایرانی و خارجی دور باد به سلطه حاکمی جنگجو و مصمم نیاز دارد . . . شمشیر او باید همیشه برای حفاظت و تنبیه آماده باشد.

*فکر نمی کنید یک کمی شبیه  وضعیت فعلی باشه !؟

 

 

دوم

انقلاب مشروطه

متن یک اعلامیه انقلابی: " . . . این پادشاهی تنها بستگی به پذیرش و یا رویگردانی ملت دارد و کسانی که او را بدین جایگاه بلند گزیده و به شاهی شناخته اند به برداشتن و گزیدن دیگری بجایش نیز توانا هستند، هرگز از راه راست و عدالت و رعایت مقتضیات سلطنت مشروطه انحراف نمی ورزید. "

-         در نیمه دوم سده نوزدهم، نفوذ و تاثیر غرب، به دو شیوه متفاوت، روابط سست و شکننده دولت قاجار با جامعه ایران را تضعیف کرد.  1) نفوذ غرب بویژه  نفوذ اقتصادی

                               2) برخورد و ارتباط با غرب بویژه فکری و ایدئولوژیکی از طریق نهادهای نوین آموزشی،       زمینه رواج مفاهیمو اندیشه های جدید، گرایشهای نو و مشاغل جدید را فراهم ساخت و طبقه متوسط حرفه ای جدیدی به نام طبقه روشنفکر بوجود آورد.

-  همین مفاهیم رادیکال طبقه تحصیلکرده جدید و عقاید شیعی ضد دولتی متوسط سنتی بود که سرانجام پیروزی انقلاب مشروطه 1285-1288 را ممکن ساخت.

- تاثیر و نفوذ غرب از سال 1800 م. با فشار نظامی روس و سپس انگلیس آغاز شد. ( روسها دو معاهده گلستان و ترکمنچای و بریتانیا هم معاهده پاریس را به شاه قبولاندند.)

- این معاهدات دیپلماتیک آغازگر نفوذ اقتصادی در ایران بود و با همین هدف بسته شده بود.

- با اینکه در آغاز سده نوزدهم ایران از اقتصاد جهانی کاملا برکنار بود، در پایان سده کاملا در مسیر ادغام در شبکه اروپایی تجارت بین الملل قرار گرفته بود.

- پادشاهان قاجار در راستای اصلاحات، همکاری با غرب را بر مبارزه با آن ترجیح دادند؛ بیشتر، دولت را در برابر جامعه تقویت کردند تا جامعه را در مقابل دولتهای خارجی؛ و اغلب به جای انجام اصلاحات فراگیر در سطح ملی به اصلاحات جزئی و درباری پرداختند.

- نخستین برنامه نوسازی را عباس میرزا (وارث تخت و تاج والی آذربایجان) آغاز کرد. وی مطابق برداشت خود از نظام جدید عثمانی ب هایجاد نظام جدید در آذربایجان دست زد.

- آغازگر دومین اقدام در راستای نوسازی، میرزا محمد تقی خان فراهانی معروف به امیرکبیر بود. وی ارتش دائمی را احیا کرد. نخستین روزنامه رسمی کشور را با عنوان وقایع اتفاقیه دایر کرد. اولین دبیرستان سبک جدید را به نام دارالفنون دایر کرد. و با کشته شدن وی در 1230 آخرین تلاش ها برای نوسازی سریع، دفاعی و گسترده در سده نوزدهم به پایان رسید.

- عصر شکار امتیاز که کرزن به درستی آن را شبیخون بین المللی توصیف می کند در سال 1251 آغاز شد. و بدین ترتیب در نیمه دوم سده نوزدهم میزان سرمایه گذاریهای خارجی تقریبا از صفر به بیش از 12000000 پوند رسید و مرزهای ایران ب روی سرمایه داران و تجار اروپایی باز شد.

- درآمد حاصل از امتیازات و وام ها به مصارف گوناگونی می رسید، مقداری از این پولها به مصارف بی حساب دربار می  رسید. اما بیشتر این درآمدها برای مقابله با تورم شدید و تامین هزینه های فراوان طرح های نوسازی بکار می رفت. افزایش تقریبا 600 درصدی قیمتها در فاصله سالهای 1229 تا 1279 تا حدودی نتیجه پائین آوردن ارزش مسکوکات توسط دولت بود، ولی بیشتر ناشی از سقوط شدید ارزش نقره در بازار بین الملل بود.

- این تورم تاثیر بسیار شدیدی بر دولت داشت.

- یک مورخ معاصر نوشته است، در دربار قاجار کمتر روزی بود که بدون فروش بعضی چیزها به برخی افراد سپری شده باشد.

- اگرچه بیشتر درآمدهای حاصل از این گونه حراجها به مصرف مخارج دربار می رسید، مقداری از آن نیز برای اجرای طرح های جدید هزینه می شد. و بدین ترتیب، سرانجام، تجدد یا نمودی از آن به تهران هم رسید!

- ناصرالدین شاه؛ تجارت برده را قدغن کرد.

                       به والیان خود دستور داد تا علما را از سیاست جدا نگه دارند.

                     و ؛ با هدف اجلال شکوه و عظمت سلطنت، دستور داد تا آثاری از زندگی شاهان بزرگ اروپایی را ترجمه کنند و در اختیار مردم قرار دهند اما این کار نتیجه معکوس داشت، زیرا خوانندگان این آثار ناخواسته شاهان خود را با مششهورترین پادشاهان اروپا و فقر ایران را با رفاه اروپا می سنجیدند.

-         علیرغم اینکه بازارها و بازاریان کارکرد های اقتصادی – اجتماعی مهم و حساسی داشتند، به دلیل تفاوت ها و اختلافات گروهی، نفوذ سیاسی چندانی نداشتند.

-         بنابراین طبقه متوسط سنتی نه به صورت یک نیروی سیاسی ملی و گسترده بلکه به مثابه پدیده ای اجتماعی- اقتصادی بود.

-         طبقه متوسط که در آغاز سده نوزدهم به صورت اجتماعات همبسته کوچک بومی بود، در آغاز سده بیستم به یک نیروی همبسته ملی تبدیل شد که از شخصیت و هویت سیاسی مشترک خود آگاهی داشت.

-         با پیوستن ایران به اقتصاد جهانی بازارهای محلی در اقتصاد ملی ادغام شد.

-         با خودداری دولت از وضع تعرفه های حمایتی، نارضایتی و مخالفت تولید کنندگان بومی بیشتر شد.

-         تورم نیز توان رقابتی بازرگانان ایرانی را در برابر بازرگانان اروپایی کاهش می داد.

 

روشنفکران

-        تماس با غرب افکار جدید، خواسته های تازه، ارزشهای نو و در نتیجه روشنفکران جدیدی بوجود آورد. که همگی آنها خواستار دگرگونی های بنیادی اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک بودند.

-        افکار و اندیشه های غربی، بویژه روشنفکری فرانسوی آنان را متقاعد کرد که تاریخ نه مشیت خداوندی، آن طور که  علما اعتقاد داشتند و نه ظهور و سقوط ادواری سلسله های پادشاهی، آنگونه که وقایع نگاران درباری همواره توصیف می کردند، بلکه جریان پیشرفت بی وقفه بشری است.

-        طبقه روشنفکر، مشروطیت، سکولاریسم و ناسیونالیسم را سه ابزار کلیدی برای ساختن جامعه ای نوین، قدرتمند و توسعه یافته به شمار می آورد.

مشروطیت؛ سلطنت ارتجاعی را از بین خواهد برد.

سکولاریسم؛ نفوذ محافظه کارانه روحانیون را نابود خواهد کرد.

ناسیونالیسم؛ ریشه های استثمار کننده امپریالیسم را می خشکاند.

-        دو تن از روشنفکران سده 19: سید جمال الدین افغانی و میرزا ملکم خان.

-        سید جمال در سالهای پایانی دهه 1209 در یک خانواده خرده مالک اهل اسد آباد همدان به دنیا آمد.

-        وی در پی کسب آموزشهای نوین بود چون که معتقد بود از آموزش های سنتی چیزی به دست نمی آورد.

-        در هندوستان سید جمال با مسلمانان مذهبی و ضد مذهبی بحث و مجادله کرد. مذهبی ها را به دلیل بی اعتنایی به اتحاد با هندوها در یک مبارزه ملی مورد حمله قرار داد، ضد مذهبی ها را نیز به علت درک نکردن این نکته که دین مردمی سلاح موثری در مبارزه با امپریالیسم است به باد انتقاد گرفت.

-         رساله معروف سید جمال "نیچریه" است که نه بر جنبه های معنوی بلکه بر جنبه های اجتماعی مذهب تاکید دارد.

-         سید جمال پس از بازگشت به ایران نخست کوشید تا ناصرالدین شاه را به مبارزه علیه انگلیس ترقیب کند ولی چون در این هدف شکست خورد به روحانینو محافظه کار و   روشنفکران اصلاح طلب روی آورد.

-         شرکت افراد پر شور و پرشمار در سخنرانی های سید جمال ناصرالدین شاه را نگران کرد بنابراین وی را که در حرم عبدالعظیم متحصن شده بود دستگیر و دست بسته به عثمانی فرستاد.

-         سید جمال خواهان اصلاح دین اسلام بویژه انطباق اصول و موازین قرآنی با کشفیات علوم جدید و جایگزینی علوم نوین اروپای معاصر با دانش سنتی بود.

-         ملکم خان به سال 1212 در یک خانواده ارمنی ساکن بخش ارمنی نشین جلفای نو در اصفهان به دنیا آمد.

-         ملکم خان برای مقررات اصطلاح قانون را به کار میبرد تا آن را از شریعت و عرف متمایز سازد. وی تاکید می کند که این قوانین جدید بر دو اصل اساسی مبتنی باشد: توسعه رفاه عمومی و برابری همه شهروندان.

-         ملکم خان برای انتقال افکارش روزنامه قانون را منتشر کرد. خوانندگاه روزنامه چنان زیاد بود که آن را غیر قانونی اعلام کردند و داشتن آن جرم دولتی محسوب می شد.

-         اگرچه ملکم خان یکی از پیش گامان حکومت مشروطه به شمار می آید پیر تر از آن بود که بتواند در انقلاب مشروطیت مشارکت فعالی داشته باشد. وی در سال 1287 در حالی که در تبعید باقی مانده بود درگذشت.

 

 |+| نوشته شده در  شنبه ششم تیر ۱۳۸۸ساعت 22:44  توسط میترا.ف  | 
  بالا