ستاك
 
 
جايي براي فكر كردن
 

 

اعتراض طبقه ي متوسط و طبقه ي كارگر (خرداد-آذر 1357)

در ناآراميهاي اواخر سال 1356 ، حضور نيافتن مزد بگيران شهري كاملا" آشكار بود . اما پس از خرداد 1357 كه فقراي شهري به ويژه كارگران ساختماني و كارخانه ها نيز به تظاهرات خياباني روي آوردند ، وضعيت كاملا" دگرگون شد .

در واقع به صحنه آمدن طبقه ي كارگر ، پيروزي نهايي انقلاب اسلامي را ممكن ساخت .

علت اعتراض طبقه ي كارگر ،‌ركود اقتصادي بود .

آموزگار كه به دستكاري اقتصاد كشور سرگرم بود ،‌فكر مي كرد كه در ايران نيز ،‌مانند جوامع غربي ، مي توان ابزارهاي اقتصادي مانند كسادي را بدون اينكه دگرگوني و ناآراميهاي سياسي عمده اي بهمراه داشته باشد ،‌به كار بود . وي در اواخر مردادماه ،‌پي برد كه بر خلاف جوامع غربي ، ايران ثبات سياسي ندارد و بنابراين ، كسادي اي كه دولت تجويز كرده بود مي توانست بدون كاهش نارضايتي طبقه ي متوسط ،‌ به اعتراض طبقه ي كارگر بينجامد .

در 28 مرداد ماه ، همزمان با 25 امين سال كودتاي 28 مرداد 1332 ، سينما ركس آبادان كه در يك منطقه ي كارگر نشين قرار داشت ، به گونه ي مشكوكي آتش گرفت و بيش از 400 مرد و زن و كودك درون آن جان باختند . حكومت بي درنگ مسئوليت حادثه را به گردن مخالفان انداخت . از سوي ديگر ،‌مخالفان  نيز ساواك را به ترتيب دادن يك آتش سوزي ،‌قفل كردن دربهاي سينما و كارشكني در اقدام به موقع اداره ي آتش نشاني محل ،‌متهم كرد .

حقيقت هر چه باشد ، فرداي آن روز 10000 تن از بستگان قربانيان كه در مراسم تشييع بزرگي گرد هم آمده بودند ، ساواك را مسئول اين حادثه دانستند .

شاه كوشيد با دادن امتيازات بيشتر به مخالفان ، از شدت بحران بكاهد . او اينبار به مخالفان ميانه رو غير مذهبي به ويژه جبهه ي ملي نيز امتياز داد . بنابراين ، در سالگرد انقلاب مشروطه اعلام كرد كه به زودي يك دموكراسي نوع غربي برقرار خواهد شد و همه ي احزاب به جز حزب توده خواهند توانست در مبارزه ي انتخاباتي آينده شركت كنند . شاه همچنين ،‌261 زنداني سياسي را بخشيد ،‌به فرستادن تظاهر كنندگان دستگير شده به دادگاههاي مدني ، كه معمولا" تبرئه مي شدند ،‌ادامه داد ، به مطبوعات اجازه داد دعواهاي مربوط به كارگران و احزاب مخالف را چاپ كنند . نيروهاي نظامي را از دانشگاهها بيرون برد و ...

شاه در 5 شهريور ،‌آموزگار را بركنار و شريف امامي را كه در سال 1339 اندك زماني نخست وزير بود ، به نخست وزيري تعيين كرد و اختيارات نامحدودي به وي داد تا با روحانيون ميانه رو گفتگو كند . شريف امامي از يك خانواده ي روحاني  بود ،‌با برخي آيت اله هاي عالي رتبه پيوند دوستي داشت و چندين سال ميزبان شخصيتهاي مذهبي كه از كشورهاي عربي به ايران مي آمدند بود .

شريف امامي پس از تشكيل دولت كوشيد تا نظر مذهبيها را جلب كند . بنابراين تقويم شاهنشاهي را لغو كرد . بيشتر روحانيون عالي رتبه اي را كه از سال 1354 زنداني شده بودند آزاد نمود . كمكهاي دولتي به حزب رستاخيز را قطع نمود . 57 قمارخانه وابسطه به بنيادپهلوي را بست . از اعضاي فاسدتر پهلوي خواست تا براي مدتي كشور را ترك كنند . با انحلال پست امور زنان ،‌يك وزارت مشاور و سرپرستي اوقاف تشكيل داد . مبارزه ي گسترده اي عليه بهائيان آغاز كرد . هويدا از پست وزير دربار بركنار شد . هژبر يزداني سرمايه دار ثروتمند به جرم يك سرقت بزرگ دستگير شد . دو نظامي عالي رتبه ، پزشك مخصوص شاه و مدير عامل هواپيمايي ملي ايران به جرم بهايي بودن پاكسازي شدند . وي همچنين با سنجابي ، بازرگان ،‌فروهر و ديگر رهبران مخالف به توافق رسيد و اجازه ي راهپيمايي عيد فطر را صادر كرد . 

گر چه در روز عيد فطر مشكلي پيش نيامد ، طي سه روز پس از آن بحران شدت گرفت .  هر چند رهبران مخالف مردم را به خودداري از تظاهرات فرامي خواندند ، جمعيت همچنان به خيابانها مي ريختند . به طوري كه در 16 شهريور بيش از نيم ميليون نفر در تهران تظاهرات كردند . شعارها نيز شديدالحن تر مي شد . "مرگ بر سلطنت پهلوي" "شاه حرامزاده است"  "حسين سرور ماست ،‌خميني رهبر ماست" "استقلال آزادي جمهوري اسلامي" و براي نخستين بار در خيابانهاي تهران  ، "ما جمهوري اسلامي مي خواهيم" . با مطرح شدن درخواست تشكيل جمهوري اسلامي ، خواست مخالفان ميانه رو مبني بر اجراي قانون اساسي مشروطه تحت الشعاع قرار گرفت و بي اعتبار شد .

بدين ترتيب براي نخستين بار پس از سال 1342 ، در تهران حكومت نظامي اعلام شد . شاه ،‌همچنين حكم دستگيري سنجابي ،‌بازرگان ،‌فروهر ،‌معينيان ،‌لاهيجي ،‌به آذين ، متين دفتري و مقدم مراغه اي را صادر كرد .

در گيريهاي اجتناب ناپذير ،‌صبح روز بعد ، 17 شهريور ، روي داد . شديدترين درگيريها در جنوب تهران كه كارگران سنگر بندي كرده بودند و به سوي كاميونها ي ارتش كوكتل مولوتوف پرتاب مي كردند و در ميدان ژاله ،‌مركز محله هاي بازاري نشين شرق تهران كه در آن حدود پنج هزار نفر –اغلب دانشجو-  به صورت نشسته تظاهرات مي كردند ،‌پديد آمد . براي پراكنده كردن جمعيت از هليكوپترهاي جنگي استفاده شد . در ميدان ژاله (شهدا) ، تانكها و كماندوها كه تظاهر كنندگان را محاصره كرده بودند به آنها شليك كردند .

17 شهريور كه به جمعه ي سياه معروف شد ،‌تاثير بسزايي گذاشت . با كشتار 17 شهريور ، دريايي از خون بين شاه و مردم پديد آمد . به بيان كوتاه جمعه ي سياه ، امكان اصلاحات تدريجي و آرام را از بين برد و راه حل ساده و شني بر جاي گذاشت : يك انقلاب بنيادي يا يك ضد انقلاب نظامي .

مي توان چهار علت عمده براي شكست سياست يك ساله ي تعديل نظارتهاي پليسي برشمرد .

نخست ، توسعه نيافتگي حاد سياسي مانع از آن شد كه شاه بتواند در زمان اندكي روند رويدادها را دگرگون كند و به اصلاحات زير بنايي نهايي دست بزند .

دوم ، تغيير ناگهاني اوضاع ، با ركود اقتصادي كه عامل پيدايش شمار بسياري از كارگران بيكار خشمگين بود ، همزمان شد .

سوم ،‌تظاهرات و راهپيماييهاي پي در پي ،‌صحنه ي سياست را از اتاقهاي برنامه ريزي و ميزهاي مذاكره به خيابانها و محله هاي فقير نشين پرجمعيت كشاند .

دليل آخر  اينكه آيت اله خميني به مبارزه عليه يزيد زمان ادامه داد و هر گونه سازش با شيطاني كه اسلام را به بيگانگان فروخته است و دستانش به خون بيگناهان آلوده شده ، رد كرد.

شاه در برابر بحران رو به گسترش مردد شد و تصميمهاي ضد و نقيضي گرفت . از يك سو ،‌مي خواست با اقداماتي مشابه كشتار جمعه ي سياه ،‌مخالفان را بترساند . در شهرهاي ديگر نيز حكومت نظامي برقرار كرد. به ارتش دستور داد تا دفاتر روزنامه هاي مهم را اشغال كنند . رهبران جبهه ي ملي را دستگير كرد و به دولت عراق فشار آورد تا آيت اله خميني را زير نظر بگيرد و سپس اخراج كند . شريف امامي را بركنار و غلامرضا ازهاري فرمانده گارد سلطنتي را به نخست وزيري تعيين و شش پست وزارت را به چند افسر عالي رتبه واگذار كرد.

از سوي ديگر ، شاه برگ زيتون صلحي به مخالفان نشان داد . 1126 تن از زندانيان سياسي از جمله آيت اله طالقاني ،‌آيت اله منتظري و هشت توده اي را كه از سال 1334 در زندان بودند عفو كرد .  132 تن از دولتمردان پيشين ، از جمله هويدا و نصيري را بازداشت نمود . بيشتر استانداران را از كار بركنار كرد . كميسيوني براي بازرسي داراييهاي بنيادپهلوي تشكيل داد و حزب رستاخيز را منحل كرد .  و ...

با توجه به اين ترديدها و تصميم گيريهاي ضد و نقيض ،‌برخيها به اين نتيجه رسيدند كه شاه به نوعي بيماري عصبي و رواني دچار شده بوده . گروه ديگر معتقد بودند كه او از واقعيات كاملا" به دور بود ، شمار ديگري معتقد بودند او نمي توانست با قاطعيت تصميم بگيرد چون واشينگتن يك روز از تعهدش به حقوق بشر سخن مي گفت و روز بعد بر ضرورت ثبات تاكيد مي كرد و اهميت روابط ويژه شاه با آميريكا را يادآوري مي كرد .

آيت اله خميني از پاريس پيام فرستاد كه اگر شاه واقعا" "صداي انقلاب " مردم را شنيده است بايد بي درنگ استعفا دهد و در برابر دادگاه اسلامي قرار گيرد . هنگامي كه روزنامه نگاران اروپايي از آيت اله خميني پرسيدند چه چيز جايگزين سلطنت خواهد شد ، وي براي نخستين بار واژه ي جمهوري اسلامي را به جاي پاسخ هميشگي خود ، حكومت اسلامي ، به كار برد.

در اوايل آبان ،‌سنجابي و بازرگان توانستند تهران را به قصد ديدار با آيت اله خميني ترك كنند . سنجابي ، برگزاري يك همه پرسي براي ايجاد يك حكومت ملي مبتني بر اصول اسلام ، دموكراسي و حاكميت ملي را خواستار شد. بازرگان نيز گفت كه مردم پيرو آيت اله خميني هستند و مي خواهند اين سلطنت جاي خود را به نظام اسلامي بدهد.

بدين ترتيب جبهه ي ملي غير مذهبي و نهضت آزادي با استفاده از واژه هاي اندكي متفاوت ،‌علنا" از آيت اله خميني پشتيباني كردند . با استحكام پيوند و ائتلاف رهبران مخالف ،‌راهپيماييها و اعتصابات شدت و گسترش يافت . اما تظاهرات بسيار خشونت آميز تر در ماه محرم روي داد .

سه روز نخست ماه محرم با درگيري و خشونت سپري شد . رژيم از ترس اينكه در روزهاي تاسوعا و عاشورا اوضاع وخيمتر شود ،‌عقب نشيني كرد وكوشيد تا همانند شب عيد فطر با مخالفان سازش كند .

هر چند تظاهرات  در شهرهاي اصفهان،‌همدان،‌مشهد، اراك ، و تبريز تا حدودي به خشونت گراييد ،‌در ساير شهرها به آرامي برگزار شد . مهمتر اينكه براي نخستين بار، جمعيت زيادي از دهقانان روستاهاي همجوار در راهپيماييهاي شهري شركت كردند .

در راهپيمايي عظيم روز عاشورا  كه توسط طالقاني و سنجابي رهبري مي شد ، نزديك به دو ميليون نفر شر كت داشتند . البته مسئولان راهپيمايي در جلوگيري از به تظاهرات پيوستن گروههاي تندرو مانند فدايي ، مجاهدين ، توده و فداييان منشعب طرفدار توده ، ناتوان بودند . در ميدان شهياد(آزادي) كه راهپيمايي به پايان رسيد ، قطعنامه اي به تاييد مردم رسيد كه در آن بر رهبري آيت اله خميني صحه گذاشته شده ،‌سرنگوني سلطنت ،‌برقراري حكومت اسلامي و ... خواسته شده بود .

سه عامل باعث شد كه در دو هفته ي پس از عاشورا موقعيت شاه باز هم بدتر شود .

يكم ، مخالفان با تظاهرات ، اعتصاب و حتي تصرف ادارات و كارخانه ها ،‌همه چيز را به هم ريختند. اقتصاد كشور فلج شد و كميته هاي اعتصاب بيشتر كارخانه هاي بزرگ ،‌وزارتخانه ها و مراكز ارتباطي را در دست گرفتند .  مهمتر اينكه سازمانهاي چريكي كه با آزاد شدم اعضايشان از زندان جان تازه اي گرفته بودند ، به چند عمليات مسلحانه از جمله كشتن مدير عامل يك شركت نفتي آمريكايي ،‌انفجار دو نيروگاه  برق و بمب گذاري در سفارت آمريكا و دفاتر شركت گرومان در اصفهان دست زدند . اين حملات موجب شد كه بيشتر آمريكاييان ايران را ترك كنند.

دومين عامل اين بود كه سربازان و افسران وظيفه به هيچ روي نمي خواستند هموطنان خودشان را هدف گلوله قرار دهند .

عامل سوم ،‌بي اعتماد شدن واشينگتن نسبت به شاه بود .  در گزارش دولت فرانسه آمده بود كه امكان بقاي شاه وجود ندارد و غرب مي تواند با آيت اله خميني كنار بيايد زيرا وي به شدت ضد كمونيست و به ويژه ضد شوروي است .

آيت اله خميني نيز در اين هنگام سرگرم مبارزه اي تبليغاتي عليه نيروهاي چپ بود . وي مدعي بود كه حزب توده با شاه همكاري مي كند ، ماركسيستها را متهم مي كرد كه مي خواهند از پشت به مسلمانان خنجر بزنند و روسها را ابرقدرتي حريص مي دانست . وي همچنين مي گفت كه پس از سرنگوني شاه ايران همچنان نفت مورد نياز غرب را تامين خواهد كرد ، با شرق هم پيمان نخواهد شد و مايل خواهدبود تاروابطي دوستانه با ايالات متحده برقرار كند .

هر چند اعضاي كهنه كار جناح مخالف بر پايه ي تجارب خود بي گدار به آب نزدند ، بختيار ،‌يكي از رهبران جوان و بي تجربه ي جبهه ي ملي كه از روحانيون بيشتر مي ترسيد تا از ارتش ، پيشنهاد كرد كه اگر شاه به خارج از كشور سفر كند و قول دهد كه از اين به بعد سلطنت نمايد نه حكومت و چهارده تن از نظاميان سرسخت از جمله اويسي را تبعيد كند ،  رياست يك دولت غير نظامي را برعهده خواهد گرفت ، شاه بي درنگ پيشنهاد را پذيرفت و در 9 دي ماه بختيار را به نخست وزيري تعيين كرد.

سرنگوني شاه (دي – بهمن 1357)

بختيار به اقداناتي دست زد تا مخالفان را راضي نگه دارد . وي در حالي كه عكس مصدق را در پشت سر خود داشت ، در تلويزيون ظاهر شد ، از سالهاي فعاليتش در جبهه ي ملي سخن گفت ،‌اعلام كرد شاه به زودي براي گذراندن تعطيلات كشور را ترك مي كند و قول داد حكومت نظامي را لغو و انتخاباتي كاملا" آزاد برگزار كند . وي چد قرارداد تسليحاتي به ارزش 7 ميليارد دلار را لغو ،‌فروش نفت به افريقاي جنوبي و اسرائيل را متوقف و اعلام كرد كه ايران از سازمان سنتو خارج شده است و ديگر ژاندارم خليج فارس نيست . او برخي وزراي پيشين را دستگير و زندانيان سياسي بيشتري را آزاد كرد . وعده داد ساواك را منحل كند ، داراييهاي بنياد پهلوي را ضبط كرد و اعلام كرد آيت اله خميني "گاندي ايران" مي تواند به كشور بازگردد.

سرانجام بختيار شوراي سلطنت را تشكيل داد تا وظايف قانوني شاه را انجام دهد . و پي در پي هشدار مي داد كه اگر مخالفان در برابر كوششهاي وي براي برقراري حكومت مشروطه مانع ايجاد كنند ،‌ارتش از الگوي شيلي پيروي مي كند و ديكتاتوري نظامي خشن و سركوبگري بوجود خواهد آمد .

از يك سو ،‌شريعتمداري و رهبران مذهبي ميانه رو تر اعلام كردند كه از نخست وزير جديد پشتيباني مي كنند و اگر تلاشهاي اوو شكست بخورد كشور گرفتار هرج و مرج شديدي مي شود . از سوي ديگر ،‌سنجابي و فروهر ضمن اخراج بختيار از جبهه ي ملي ،‌اعلام كردند كه بدون كناره گيري شاه صلحي در بين نخواهد بود . آيت اله خميني نيز با فراخواندن مردم به اعتصاب و تظاهرات اعلام كرد كه هر دولت منصوب  شاه  غير قانوني است و پيروي  از بختيار همانند پيروي از ارباب او –شيطان- است .

در اوايل دي ،‌اعتصابات دوباره از سر گرفته شد . فرار از پادگانها شدت گرفت . صدها هزار نفر در شهرهاي بزرگ راهپيمايي كردند و خواستار بازگشت آيت اله خميني ،‌بركناري شاه و استعفاي بختيار شدند .

در 26 دي كه شاه تهران را به قصد قاهره ترك كرد ،‌صدها هزار نفر به خيابانها ريختند تا اين رويداد را جشن بگيرند و خواستار انحلال سلطنت شوند . در 29 دي كه آيت اله خميني خواهان برگزاري همه پرسي براي تعيين تكليف سلطنت و دولت بختيار شد،‌تنها در تهران  بيش از يك ميليون نفر به خيابانها ريختند . در 7 و 8 بهمن ماه در جريان اعتراض به بسته شدن فرودگاه براي جلوگيري از آمدن آيت اله خميني ،‌بيست و هشت نفر در تهران كشته شدند . در 12 بهمن ،‌بيش از سه ميليون نفر براي استقبال از بازگشت پيروزمندانه آيت اله خميني به خيابانها ريختند . اكنون آيت اله خميني ،‌پيامبر و استراتژيست انقلاب به خانه بازگشته بود تا انقلاب  خود را شخصا" فرماندهي كند .

به محض فروپاشي دولت ،‌قدرت به دست كميته ها افتاد . بيشتر اين كميته ها را به ويژه در استانها ي مركزي شيعه نشين و فارسي زبان ، روحانيون محلي طرفدار آيت اله خميني رهبري مي كردند .

تجار ثروتمند بازار كمك مالي مي كردند ،‌مغازه داران خرده پا كالاهاي مورد نياز فقرا را به قيمتهاي پايين تري تامين مي كردند ، برخي روحانيون مواد سوختي و غذايي مورد نياز افراد نيازمند  را از طريق مساجد توزيع مي كردند ، روحانيون ديگر ي هم با گرد آوري نزديك به يك هزار مرد جوان ، اغلب از محله هاي پر جمعيت فقير نشين ، نيروي مسلحي تشكيل دادند كه بعدها به پاسداران معروف شد .

هواداران انقلاب در ارتش به ويژه همافران در بين مردم اسلحه پخش كردند ،‌گروههاي داوطلب مذهبي كه معمولا" مراسم سوگواري ماه محرم را سازمان مي دادند ، اكنون مسئول انتظامات تظاهرات سياسي بودند .

آيت اله خميني پس از بازگشت به تهران گفت كه تا كناره گيري بختيار تظاهرات ادامه خواهد داشت . وي بازرگان را مامور تشكيل دولت موقت كرد، در نزديكي ميدان ژاله (شهدا) كميته اي برپا كرد تا فعاليت بيشتر كميته ها را هماهنگ و كميته هاي غير قابل اعتماد را  منحل سازد. و مهم تر اينكه يك شوراي انقلاب مخفي تعيين كرد تا مستقيما" با روساي ارتش گفتگو كند . حدود يكسال بعد آشكار شد اعضاي اصلي اين شورا عبارت بودند از : بني صدر – مشاور اصلي آيت اله خميني از هنگام اقامتش در پاريس – بازرگان ،‌يزدي و قطب زاده – سه تن از سخن گويان متنفذ نهضت آزادي و آيت اله بهشتي ،‌آيت اله مطهري ،‌حجه الاسلام رفسنجاني و حجه الاسلام باهنر – چهارتن از شاگردان پيشين آيت اله خميني در قم .

حادثه ي سرنوشت ساز در عصر جمعه بيستم بهمن ،‌كه گارد شاهنشاهي كوشيد تا شورش تكنيسينها و همافران نيروي هوايي پايگاه نظامي نزديكي ميدان ژاله را سركوب كند ، آغاز شد . با شروع درگيري ،‌سازمانهاي چريكي براي كمك به همافران محاصره شده هجوم آوردند و پس از شش ساعت درگيري شديد ، گارد شاهنشاهي را پس راندند .

صبح روز بعد ،‌چريكها و شورشيان نيروي هوايي ، كاميونهاي پر از سلاح را به دانشگاه تهران بردند و به كمك صدها داوطلب مسلح مشتاق ، آن روز را با انجام حملات پيروزمندانه به نه مركز پليس و مهمترين كارخانه ي اسلحه سازي شهر ، سپري كردند ، در پايان روز شهر پر از سلاح شده بود .

روز بعد ،‌يكشنبه 22 بهمن ،‌درگيريها به اوج خود رسيد . چهار سازمان چريكي اصلي ، حزب توده و ارتشيان فراري با كمك هزاران داوطلب مسلح بيشتر انبارها ي مهمات ، پادگانهاي گارد شاهنشاهي ،‌زندان اوين ،‌دانشكده ي افسري و پادگانهاي اصلي ارتش را كه بدون نگهبان بودند ،‌به تصرف درآوردند . ساعت 2 بعداز ظهر ، رئيس ستاد كل ارتش اعلام كرد كه در مبارزه ي ميان بختيار و شوراي انقلاب ، ارتش  بي طرف است . ساعت 6 بعد از ظهر راديو اعلام كرد : "اينجا تهران است ، صداي حقيقي ايران ،‌صداي انقلاب" .

بدين ترتيب ،‌اين دو روز  درگيري شديد ، انقلاب اسلامي را تكميل و سلطنت 2500 ساله را كاملا" نابود كرد .

 پايان كتاب

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه نهم اسفند ۱۳۸۸ساعت 12:50  توسط میترا.ف  | 
  بالا